
از چوپان دروغ گو انس و جن سوال مي پرسن مي گن تو كي هستي مي گه حسين فهميده
قورباقه اي با طوطي ازدواج مي كنند اسم بچه شان را مي زارند قوطي
پدر و پسري مغازه اي داشتند , خونه ي آنها آتيش مي گيرد , پدر در آتيش مي سوزد , پسر مغازه را تعطيل مي كند و مي نويسد به علت پدرسوختگي تعطيل است .
يه روزازيه نفر مي پرسند اگه گفتي قزويني ها شب جمعه چي خيرات مي كنند مي گه نمي دونم طرف ميگه خوب معلومه چي توز حلقه ي
يه روزي يه مغاني داشته مي رفته ناگهان مي افته توي چاه 20 متري مردم مي بينن ميان كمك و داد مي زنن زنده اي مغاني ميگه اره يه طناب بندازين بيام بالا مردم نيز همين كارو مي كنند و مي گن طناب را ببند به كمرت ما ميكشيمت بالا وقتي طناب را ميارن بالا مي بينن مغاني مرده بعد مي بينند مغاني طناب را به دور گردنش بسته بود
ميدونين فيلمايي كه در مورد جام جهاني ساختن چياس؟
1.چند ميگيري بريني؟با بازي علي دايي در نقش جنازه
2.پت و مت با بازي افتخاري رحمان رضايي و ميرزاپور
3.تام و جري با بازي فيگو و كعبي
4.داستان زندگي نوح با بازي افتخاري علي دايي
يه روز يه نفر ميره دكتر ميگه آقاي دكتر من مشكلم اينه كه هيشكي منو تحويل نميگيره دكتر ميگه نفر بعد لطفا
يه بچه تو قزوين گم ميشه
پليس اعلام ميكنه:از يابنده كودك تقاضا ميشود امشب كه هيچ فردا شب بچرو بياره ما پس فردا بديم به خونوادش...
ميازار موري که دانه کش است که جان دارد و جانم به قربانت ولي حالا چرا عاقل کند کاري که باز آيد به کنعان غم مخور کلبه احزان شود روزي ز سر سنگ عقابي به هوا خواستن توانستن است
يه كرده ميره جهنم فردا مي بينن هيچكي تو جهنم نيست ميپرسن چي شده ميفهمن كه كرده همه رو قاچاقي برده بهشت
تركه با دو نفر ديگه سوار تاكسي بوده ... بعد از مدتي يكي پياده ميشه و درو محكم ميبنده ... راننده ميگه : الاغ بي شعور ... يه كمي جلوتر يه نفر ديگه پياده ميشه و باز در و محكم ميبنده و بازم راننده ميگه : الاغ بي شعور ... خلاصه نوبت به تركه ميرسه و تركه هم با دقت در و آهسته ميبنده ميبينه راننده داره نگاش ميكنه به راننده ميگه : چيه ... الاغ باشعور نديدي
ميدوني قزويني ها به برادرزن چي ميگن؟؟ ميگن اشانتيون
داستان غم انگيز يك مورچه بعد از يك عمر خاطر خواهي مي فهمه معشوغش چاي خشك بوده
معلم:چه طور مي توان اسب عربي را از اسب مجارستاني
تشخيص داد؟
شاگرد:به وسيله تفاوت لهجه.
يك روز پيرمردكور به بچه اش ميگويد:پسرم برو وموهايت رابزن پسرك ميرود دو ساعت ديگربرميگردد.پيرمردميگويد:پسرم سرت رابياورببينم موهايت راچگونه زدي.پسرك باسنش رانشان ميدهد پيرمرد دست ميزند وميگويد:به به چه تاسي از بركردي...چه فرقشم بازكردي.هاهاها
يك آبشار رژيم ميگيره ميشه قطره
يه عنكبوته اِكس مي خوره , فرش مي بافه .
تو دار گوشت من هستي تو دار خون من هستي رفتم دكتر گفت انگل داري؟
يك روز يك مردي به زنش ميگه قسم بخور كه منوبه خاطر پولام دوست نداري......مي گه10000تومان بده تابهت بگم
يك روز يك سوسكه مي خواد اداي شهيد فهميده را درآورد , به خودش سيگارت مي بنده ميره زير دنپايي.
پيام پليس هاي قزوين :بستن كمر بند شلوار ضامن سلامتي شماست
يه روز عرفان ميره ارايشگاه اما كچل بوده بعد همه ميخندند ميگه چيه اومدم اب بخورم ها

معرفی این پست به دوستان
نوشته شده توسط
اسی | موضوع:
اس ام اس قسمت 2 |
لینک ثابت |